تبليغاتX
به نام زن
‌نوشته‌های لیلا ابریشم‌کار

دوستان عزیزم تا مدتی نیستم... یعنی بنا به دلایلی از این به بعد خیلی خیلی کمتر وبلاگم رو آپدیت میکنم. اینجوری راحت ترم. البته هر از چند گاهی به همه سر میزنم و بلاگ ها رو میخونم، چه کامنت بذارم و چه نذارم!

تا پُست بعدی

بختیار و در آرامش باشید

لیلا ابریشم کار

 


همه لالایی هایت را به خوابی فروختم... مادر

لیلا ابریشم کار

 


چه به جای می ماند از آن زبانِ روح‌خراش؟! کاش دستی به محبتی که باید، دراز میکردی

لیلا ابریشم کار

 


هراسی ندارم از جنایت های عقل ِ تو با دلم...!
خدا ساکن ِ دل ِ من است.

لیلا ابریشم کار

 


نیمی آتشم، نیمی یخ
عشقت یخم را آب می کند و چون آب شدم آتشم خاموش...
من اقیانوسم...

لیلا ابریشم کار

 


پنجره‌ی سرد، میله‌های یخ‌زده
           اندیشه‌ام می‌لرزد از سرما
                      در دلم هم برف می‌بارد
تو که نیستی اینجا زمستان است !

لیلا ابریشم کار

 


و سرگرمیِ این روزهایم...، آتش زدنِ یک سیگار، و تماشا کردنِ رقصِ دودش، از دور...

لیلا ابریشم کار

 


من، همه هراس؛ این ۴۰ روز... بوی عطر ِ تو دیگر اثباتِ بودنت نبود!
میدانم برمیگردی، اما... اگر باز، از دستانم دور شدی، این شیشه را هم، با آغوشت ببر

لیلا ابریشم کار

 


تو همان شمعی که خنجر می‌زند بر تاریکی‌ها

لیلا ابریشم کار

 


تَرَک برميدارد آرامشم, بی تو

لیلا ابریشم کار