تبليغاتX
به نام زن
‌نوشته‌های لیلا ابریشم‌کار

مرد, زنش را, دوست داشت, نجابت و پاکی‌اش را...
فرزند اولشان بود؛ درب ِ اتاق عمل باز شد, پرستاری با عجله بیرون آمد
مرد از لابلای درب که در حالِ بسته شدن بود یک لحظه زنش را در حالتِ زایمان دید, و پزشکانِ مذکر را...
پسرشان به دنیا آمد.

مرد از بیمارستان خارج شد و 30 دقیقه بعد همسرش را طلاق داد
آخر آن زن دیگر نجیب و پاک نبود! خودش دید!!!

(این سرگذشت (!) کاملاً واقعی است)

لیلا ابریشم کار